موضوعات

بخش کاربران

شما وارد نشده اید !

نام کاربری
رمز عبور
CAPTCHA Image
کد امنیتی فوق را در زیر وارد نمایید .
[ ریست تصویر ]
*

<-- عضویت در جنبش مصاف -->


کاربر میهمان ( IP: 54.235.20.17 )

بسم الله الرحمن الرحیم
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 

چند وقت پیش یکی از عزیزن از صدا و سیما آمد و از مراسم تشرف  بزرگواری در موسسه گزارشی تهیه کرد.

با خبر شدم که آن را منتشر کرده است ، گزارش ایشان بهانه ای شد برای من تا اندکی نجوا کنم با در دانه، بانوی  آفرینش فاطمه مطهره سلام الله علیها:

مادر جان شرمنده ام که زمان میان من و علی فاصله انداخت تا نباشم و بشود آنچه شد،

گویا قضای الهی بر این مقدر بود که با این زمانه ی  پر فریب و دائم بر مدار ناهنجار ، همجوار باشم همان که آخر الزمانش خوانده اند.

شرم دارم بگویم روزگار سخت می گذرد وقتی به یاد می آورم  که چه روزگاری بر شما  گذشته است.

بیم دارم گلایه کنم عده ای استخوان در گلویم شده اند  وقتی ندای " فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجا" مولایمان علی در زمان پژواک می کند.

مگر می شود از سختی ها و اذیت های نا رفیقان  گلایه کرد وقتی بدانی روزگاری نیز همچون عاشورا گذشته است  که چه نیکو سرود:

 "لا یوم کیومک یا ابا عبد الله"

مادر جان نیک می دانم حسابشان با توست و ای کاش آنها هم می دانستند .

بی بی جان می خواستم بگویم : این اندک ناقابل را از من بپذیر

اما شرمنده شدم وقتی به یاد آوردم آن هنگامه عظیم را آنگاه که زینبت بدن پاره پاره حسین را به دست گرفت و فرمود :

"الهم تقبل منی هذا القلیل"

نمی دانم چه باید بگویم اما بی بی جان همین اندک  از دست ما بر می آید.

برگ سبزی است تحفه درویش                   چه کند بی نوا ندارد بیش

 امید وارم ثانیه ای بر لبان مبارکتان گل لبخند را جاری کند که شگفت معجزه ای است لبخند شما ...

و از محضر مبارکتان مسئلت دارم  که امر فرمایید فرزند برو مندتان دست پدری بر سر این یتیم بکشد که کشت این انتظار ما را...

 

دختري از هندوستان كوچك وماجراي يازده تشرف + صوت

 

به امید ظهور مولی و سرو رمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

 علی اکبر رائفی پور

 

 

 =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

متن پیاده شده مصاحبه صوتی خبرنگار وبگردی بخش خبری 20:30   با استاد رائفی پور:

 =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 

با عرض سلام خدمت شما استاد رائفی پور.با توجه به اینکه تلاش های این دانشجوی عزیز باعث تشرف یازده نفر به مذهب حقه تشیع شده،سؤالاتی را در خدمت شما هستیم.استاد به نظر شما میزان تلاش های فرقه های افراطی برای گسترش عقاید انحرافی شان به چه اندازه است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما و مخاطبین برنامه تان.خدمت تان عرضکنم در باب این سؤال که چقدر برخی از فرقه های افراطی که عمدتاً انحرافی هم هستند برای گسترش عقاید شان کار می کنند.باید گفت برخی از فرقه ها «بهتر است بگوییم برخی از عقاید» ذاتا قابلیت این را دارند که عقایدشان را گسترش  و اشاعه بدهند و برخی دیگر در ذات آن عقیده همچین چیزی نیست بلکه با پروپاگاندای تبلیغاتی و شانتاژهای خبری معمولاً آن را گسترش می دهند و بلاشک پشت سر این جریانات صهیونیست ها هستند با دستگاه رسانه ای قوی ای که دارند این امر را پیش می برند و به عنوان مثال جریانهای سلفی و وهابی شبکه های گسترده ای با زبان های مختلف در سطح دنیا دارند و شبکه خیلی وسیعی را پوشش می دهند.

سال 1381 اینها ده میلیون جلد کتاب با بیست زبان زنده دنیا در مراسم حج پخش می کنند. خب چرا؟ چون این عقیده مطلوب است برای صهیونیسم جهانی چون موجب به وجود آمدن تفرقه و انشتات در جبهه اسلام می شود.

از این جهت می شود گفت که اینها تلاش خیلی وسیعی دارند یعنی از شبکه های ماهواره ای گرفته  تا  شبکه های رادیویی،  تلویزیونی، شبکه گسترده پخش کتاب، شبکه مبلغین که این ها را به نقاط مختلف جهان اعزام می کنند.

فکر می کنید عمل کرد مسئولین در انتشار و نشر تفکر اسلامی و خاصتاً مذهب تشیع تا کنون به چه شکلی بوده است ؟

درباره اینکه ما خودمان، یعنی مسئولین جمهوری اسلامی چه کار کردیم، خدمت تان عرض بکنم یک بخش از این انتشار نتیجه خود انقلاب اسلامی بود. یعنی صرف نام "انقلاب اسلامی" ، صرف نام "امام خمینی(ره)" باعث می شود که همه به این عقیده توجه کنند و بگویند خب این ایرانی ها چه فرقی با بقیه مسلمانها دارند چرا اینها توانستند جلوی آمریکا بایستند چرا بقیه نمی ایستند.

یک بخش واقعاً این بود. حالا یک سری سازمانها و نهادها هم در راستای اشاعه و گسترش مذهب بر حق تشیع کار می کنند ، منتها یا بعضاً موازی کاری دارند، و یا متاسفانه بعضی مواقع حتی این نهادها هم با هم برخورد هایی نیز دارند یعنی آن طور که شاید و باید همپوشانی نمی کنند. این جریان مطلوب نبوده و متاسفانه آنچه که باید باشد نیست، با توجه به اینکه مذهب ما آن قدر استدلال های عقلی، نقلی، انسانی و...پشت سرش هست که واقعا با کمترین سرمایه گذاری ما می توانیم ده برابر بقیه ادیان نتیجه بگیریم.

نمونه هایش را ما خودمان در مؤسسه ای که اینجا مشغول به کار هستیم  بارها این را دیدیم. طرف با گوش دادن حتی یک سخنرانی، یا یک سی دی سخنرانی که در جایی گوش کرده بوده و حالا چون ما فارسی صحبت می کنیم و این سی دی در اینترنت قرار گرفته بود و طرف مخاطب ما تاجیکستانی بوده آن را گوش کرده، آنجا به مذهب حقه تشیع گرویده در حالی که شما فرض کنید که اگر ما میتوانستیم برنامه های تلویزیونی وسیع داشته باشیم قطعا نتایج مطلوب تری بدست می آوردیم.

ببینید ما اصلا الان تمام وقتمان را گذاشته ایم روی اعراب در حالی که اعراب معمولا در مقابل این مسائل یک گارد ویژه ای می گیرند یعنی یک حس ناسیونالیستی درآنها وجود دارد. در حالی که میلیون ها نفر(چند صد میلیون) فکر میکنم نزدیک هفتصد میلیون نفر مسلمانان اردو، پشتو و فارسی زبان تخمین زده می شوند که ما دو تا شبکه درست و حسابی برای اشاعه تشیع برای آنها متأسفانه نداریم.

فکر می کنید علت ورود این دانشجوی عزیز به عرصه فرهنگی و ترویج اسلام وتشیع چه بوده؟

ببینید  این دانشجوی عزیزی که حالا شما خودتان هم تشریف آوردید دفتر ما و با خودشان هم صحبت کردید ایشان یک نکته جالبی دارند که ایشان خودشان اولا بالاخره بذات مسلمان وشیعه بودند اما حالا در خانواده ای بودند که زیاد در قید و بند این مسائل نبودند.ایشان اول خودش ساخته میشود و بعد شروع میکند به دیگر سازی کردن.  موتور محرک این فرد بالاخره آن عقلانیتی است که در مذهب تشیع وجود دارد و اینکه آن فرد می بیند که با این عقلانیت میتواند از جایگاه خودش دفاع کند.

 ایشان در دانشگاهی بوده که در آن شهر ودر آن استان اقلیت های مختلفی زندگی میکنند و ایشان هم حالا با اینکه شیعه هستند اما در آن استان اقلیت محسوب میشوند به لحاظ جمعیتی.

بارها مورد تمسخر برخی افراد دیگر قرار می گرفته و بعد از اینکه خودش با آنچه که دارد بهتر آشنا میشود،  نه اینکه به عنوان یک شیعه فرمی بلکه بعنوان کسی که تحقیق کرده می تواند از خودش دفاع بکند و حتی اوست که دیگر طرف مقابلش را به چالش میکشد از همه اینها مهمتر آن نگاهی ست که باید اهل بیت به یک نفر بکنند و بخواهند که او در این زمین ورود پیدا بکند و اینطور نیست که صرف خواندن دو تا سه تا کتاب باعث بشود که فردی بخواهد در این زمینه موفقیت هایی را به دست بیاورد.

استاد از نظر شما علت موفقیت ایشان در این مسیر چه بوده؟

 ببیند خدمت شما عرض بکنم من دلیل موفقیت ایشان در این مسیر را این میبینم که ایشان با عملکردن، بسیاری از احکام تشیع را اشاعه می دادند یعنی ایشان با عمل،با مهربانی،با کمک کردن،با صدقه دادن،با دست گرفتن،یعنی همان کاری که اهل بیت به ما سفارش کرده بودند کارش را پیش می برد.

آیه قرآن فرموده: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشی» (موسی و هارون) با زبان خوش مطلبی  را می گفته اند در مقابل دشنام طرف سکوت کرده و با استدلال منطقی نکته ای را از اینها می خواسته اند .

حالا همین طور که ایشان (دختر خانم دانشجو) برای خود شما هم تعریف کردند ببینید ایشان مثلا حالا یک کتابی داشتند مطالعه میکردند اولا کتاب را باز میگذارند که حالا دوستشان هم بیایند ببینند وقتی دوستش کتاب را میبیند دیگر او خودش جذب میشود یا مثلا سخنرانی هایی را که از حقیر داشتند ایشان میبردند به برخی از دوستانش میدادند منتها خیلی ایشان دقیق این کار را انجام میدادند یعنی اینکه (برای افزایش اثر بخشی) ترتیب و توالی این سخنرانی ها را رعایت میکردند.

مثلا اول سخنرانی هایی را که مربوط به حوزه صهیونیسم بوده چون آنها یک سری جذابیت های خاص داشته اول آنها را می داده وقتی طرف یک مقدار جلوتر می آمده با این مباحث آشنا می شده و بعد از آن آرام آرام  سخنرانی هایی (که در آن ) به معرفی اهل بیت ما پرداخته بودیم را به اینها می داده و همین ایشان باعث شد که خدمت شما عرض بکنم که تا الان اشتباه نکنم ده-یازده نفر با همین روش یعنی اول سخنرانی های بنده را می داده بعد اینها گوش می کردند بعد نهایتا وقتی طرف دیگر آماده پذیرش مذهب تشیع می شد شماره بنده را به ایشان می داد اینها تلفنی سوال می پرسیدند بعضی از تلفن ها ما داشتیم تا یک ساعت, یک ساعت و نیم هم طول می کشید.

بعد اینها حضوری تشریف می آوردند دفتر ما و شهادتین می خواندند و به مذهب حقه تشیع ورود پیدا میکردند و قطعا ایشان وسیله اصلی این جریان هستند و عرض کردم کافی بود ایشان بد اخلاق باشد کافی بود  ایشان تظاهر به راستی و روراستی بکند مردم تشخیص می دهند و هیچگاه ایشان موفق نمی شد.

استاد ایشان تا چه اندازه ای از کمک ها و حمایت  شما در این مسیر استفاده کردند؟

 ببینید من تا جایی که بحث، پشتوانه علمی نیاز داشته باشد و پاسخ به شبهه ای را بخواهد بنده به ایشان انتقال میدهم و به ایشان  میگویم اگر خودت نمیتوانی درست انتقال بدهی خودم برایشان ایمیل میکنم یا خدمت شان عرض می کنم: بگویید خود طرف با من تماس بگیرد. یک بحث در واقع حمایت علمی این جریان است و هر بار که ایشان موفق میشود (در واقع وسیله میشود) یک نفر به مذهب گران سنگ تشیع ورود پیدا بکند، این خودش یک انرژی مضاعف است و این خودش بزرگترین حمایت است و اصلی ترین حمایت، حمایت خداوند متعال و اهل بیت است در این هیچ شکی نداریم منتها اینکه حمایت های دیگری  چه میتواند باشد بنده  واقعا حضور ذهن  ندارم چون مسئله دیگری هم نیست مطلبی که ما خدمت این بزرگوار عرض میکنیم اینکه همیشه میگوییم:

آنجا وحدت بین شیعه و سنی حفظ بشود و حتی بین بقیه هموطن هایمان که از اقلیت های دیگر هستند، مسیحی هستند، کلیمی هستند، (هر چه)، اینها بالاخره به عنوان یک انسانهایی که در کنار همدیگر داریم زندگی میکنیم، با هم گریه کرده ایم، با هم خندیده ایم، با هم جنگیدیم اینها عوامل مشترک بسیار زیادی است که ما را به هم پیوند می دهد مبادا خدشه ای وارد شود و فقط با عقلانیت و مهربانی آن هم هیچ اصراری وجود ندارد که فردی را به زور، انسان هدایت بکند بلکه وقتی طرف خودش ابراز علاقه میکند مثلا سی دی سخنرانی را شنیده یا فرد نمی دانسته که در دین من و مذهب خودش  چنین مواردی هست یا در تشیع، فرد می گوید من اشتباه درباره تشیع فکر میکردم مثلا در فلان شبکه ماهواره ای شنیده بودم شیعیان مثلا این کار را انجام می دهند بعد که مثلا سخنرانی رائفی را شنیدم او میگوید که نخیر اینطور نیست و پاسخ هم داده است من میخواهم با این آدم صحبت بکنم من میخواهم شبهه ام برطرف شود؛ خب اینها دانشجو هستند اینها استدلال میخواهند وقتی شما با زبان استدلال صحبت بکنی و از آنجایی که اینها جانشان و روحشان پاک است و آرمانگرا هستند خیلی ساده این اتفاق می افتد حتی مواردی بوده که در عرض چهل و پنج دقیقه استدلال آوردن ایشان مثلا ادعا کرده که میخواهد شیعه شود منتها بنده نپذیرفتم گفتم برو فکرهایت را بکن. هی تماس می گرفته می گفتم نخیر برو فکرهایت را بکن. سه چهار مرتبه تماس گرفته گفته مطمئن مطمئنم. گفتم حالا بیا.  اینجوری نیست که ما مثلا دنبال آمار خاصی باشیم، نه.

نکته ای باید اینجا مد نظر قرار بگیرد: که ببینید در اینجا  این یک اشل کوچک دارد  اتفاق می افتد. تا الان 238  نفر تا همین جمعه ای که یکی دیگر ازحالا به غیر از این مواردی که بوده، روز جمعه هم یک عزیزی به مذهب تشیع گرویدند تا الان شده 238 نفر.

به  نظر خود من این آمار برای یک مؤسسه کوچک خیلی عالی است و تازه اینها کسانی هستند که به ما رجوع کرده اند آنهایی که جاهای دیگر بودند تلفنی اعلام کردند ما اینها را اصلا وارد این آمار نکردیم خب اگر همین رویه و این تجربیات ما استفاده شود من فکر میکنم برای مؤسسات دیگر هم و نهادهایی که در این زمینه دارند فعالیت می کنند می تواند مفید باشد.

 استاد رائفی پور پیشنهاد شما برای جوانان هم سن و سال ایشان و هم فکرهایشان که علاقه دارند وارد این مسیر شوند چیست و فکر میکنید به چه شکلی باید عمل بکنند؟

 ببینید بنده پیشنهادم به جوانان و همه کسانی که حالا این جوان الزاماً دانشجو نیست به قولی کسانی که دیروز هم جوان بودند یا 50-60 سال هم سنش باشد بازهم فرقی نمیکند اینکه اول تا مسئله ای برای خود آدم روشن نشود بخواهد از آن دفاع بکند مزدور است .

یعنی ما اول باید یک مسئله ای برای خودمان جا بیفتد به حقانیتش پی ببریم اول خودمان مطالعه کنیم به جانمان بنشیند آنچه  از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

این نکته اساسی است و این را هم عرض بکنم بحث اهل بیت و دفاع از مکتب اهل بیت در دل انسان گنه کار نمی نشیند؛ یعنی شما هزاران کتاب هم بخوانید (مطالعه داشته باشید) اگر به سمت ترک گناه نروید و به سمت خودسازی نروید شما آن جان مطلب را نمیگیرید. من خیلی وقت ها شده مثلا یک مطلب، نکته بسیار ظریف و شیرینی را مثلا در موردی، در دفاع از مکتب حقه اهل بیت پیدا کرده ام به فردی گفتم که خیلی هم مطالعه داشته اصلا متوجه نشده خیلی ساده از آن گذشته اما فرد دیگری که یک سومش را مطالعه داشته، وقتی گفتم ایشان اصلا دقایقی گریه هم کرده؟

برای چه؟ بخاطر اینکه علم نوری ست که خدا در دلی که بخواهد آن را قرار می دهد " العلم نور يقذفه اللّه‏ في قلب من يشاء."این را باید مدنظرمان قرار بدهیم. در مکتب اهل بیت صراط مستقیم است. صراط مستقیم یعنی عبودیت. "فعبدنی"این نکته اصلی است. نمیشود بدون عبودیت در مکتب حقه اهل بیت کار کرد باید خودمان اول در ترک گناه الگو شویم و آرام آرام خود افراد از ما الگو می گیرند.

من اعتقادم بر این است ما نماز خوان هایمان اگر خوب نماز میخواندند همه نماز خوان میشدند و اگر نماز خوان هایمان همه خوب می بودند همه نماز خوان میشدند.

به قول آقای پناهیان حرف قشنگی می زند، ایشان می فرمودند که خیلی از این بی نمازها به خاطر اینکه ما نمازخوانها را دیده اند از نماز زده شده اند.میگوید نماز اگر این است چرا روی این اثر نمی گزارد ؟ در واقع باید بر جان بنشیند.

 استاد فکر میکنید که وظیفه مسئولین، علما، اساتید در ترویج شریعت اسلام و مذهب حقه تشیع چیست؟

 ببینید ما وظیفه کوچکمان این است که بیاییم این مکتب حق را به مردم دنیا معرفی کنیم. اصلا من احساس می کنم حق الناس است؛ یعنی همین افرادی که الان در ضلالت و گمراهی هستند آن دنیا یقه ما را میگیرند می گویند آقا شمای جمهوری اسلامی, شمای رائفی, شمای X, شمای y, چرا به ما معرفی نکردی شما که تلویزیونش را هم داشتی شما که شبکه ماهواره ای ات را هم راه انداختی خب چرا این مطلب را به ما معرفی نکردی اگر به ما می رسید این مطلب، ما می پذیرفتیم یا اگر ما استدلال های قوی شما را می شنیدیم می پذیرفتیم پس مقصر شمایید.

واقعا چه کار کردیم؟ ببینید اینکه ما بخوانیم افراد را به امام زمان جذب کنیم ،  اول باید این افراد را بخوانیم به دین مان و بعد بگوییم این دین بی امام زمان فایده ای ندارد. وآنجاست که ما به هدف اصلی انقلاب مان رسیده ایم.

اصلا هدف اصلی انقلاب ما ظهور بوده." خدایا خدایا  تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما"  یعنی چه؟

یعنی چه وقتی حضرت امام می فرمایند که اگر مسئولی در نظام اسلامی نگاه مهدوی نداشته باشد خائن است؟ خب این خیلی حرف ثقیل و سنگینی است. مسئولیت بسیار بالاست «كُلُّكُم راعٍ، وكُلُّكُم مَسئولٌ عنرعيَّه»همه ما مسئولیم و باید آن دنیا جواب بدهیم. در مورد مردم مسئول این مد نظر  نیست که فقط یک فرد خاصی  یک اتیکت خاصی خورده, شغلش و شخصیت حقوقی اش.

نخیر همه ما مسئولیم. علی الخصوص  آن افرادی که حالا حقوق این کار را هم دارند می گیرند.

آنها باید بیشتر دقت بکنند. ببینید دست هایی در کار است که اسلام را دین خشونت نشان بدهد. تشیع را دین خشونت نشان بدهد. دین تروریسم نشان بدهد. کسانی که از وهابیت دفاع می کنند دوست دارند، تمایل دارند تا وهابیت تابلوی اسلام باشد. من یادم است اساتید امریکایی ضد صهونیست آمده بودند ایران. 25 نفری بودند. من برای اینها سخنرانی میکردم. میگفتم این وهابی ها همانطور که خبرنگارهای شما را میکشند ما را هم میکشند. ما هم مسلمانیم.

اینها خیلی برایشان جالب بود. بعد میگفتند شما چه شاخه ای از اسلام هستید؟ وقتی میگفتیم ما شیعه ایم، میگفتند شیعه یعنی چه؟ وقتی به مسیحی ها میگفتیم ما هم قائل به بازگشت حضرت مسیبح هستیم اصلا اینها احساس قرابت میکردند. من خودم با یکی از ارامنه در اصفهان صحبت میکردم. ایشان میگفت«الهم عجل الولیک الفرج» گفتم چرا تو این را میگویی؟ تو که ارمنی هستی.

گفت که مگر شما نمیگویید امام زمان و حضرت مسیح با هم می آیند؟ گفتم چرا، گفت خب الحمد الله! بگذارید امام زمان بیاید تا حضرت مسیح ما هم بیاید.

ببینید این یعنی اشتراک، یعنی نقاط اشتراک را پیدا کردن. این یعنی همان تو دهنی به دشمن زدن. در واقع ما باید مسیر اصلی مان را در همین طریق قرار بدهیم تا به موفقیت برسیم بالاخره این چیزیست که مجرب است. یعنی ما تجربه کردیم و نتیجه گرفتیم.

 و کلام آخر استاد.اگر نکته ای فکر میکنید باقی مانده بفرمایید.

ببنید، خدمت شما عرض بکنم ما یک جریان را شروع کردیم. به این شکل که از دشمن شناسی شروع کردیم بعد رسیدیم به دوست شناسی، به خود شناسی.

 ببینید قرآن میفرماید«یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله» یعنی اول باید دشمن شناس باشی، اول باید خط و مرزت را نسبت به کفر و طغیان نشان بدهی، اول باید کافر شوی به طاغوت و بعد مومن به خدا «یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله» یعنی می بینید قرآن این را مقدم می داند.

این حرف عادی من نوعی نیست. این حرف خداوند متعال است. ما میگوییم «لا اله» بعد میگوییم «الا الله» اول آن خدایان دروغین را کنار میگذاریم «لا اله» الا الله، ما فقط یک خدا را می شناسیم اما این یک خدایی را که میشناسیم از طریق سلب به وجود آمده.

یعنی کارهای سلبی و ایجابی باید در کنار همدیگر باشد. ما در زیارت عاشورا اول صد تا لعن می فرستیم بعد صد تا سلام. خب اینها مثالهایی ا ست که نشان میدهد باید در حوزه دشمن شناسی کار کرد.

ببینید بنده در سخنرانی ها می آیم صهیونیسم را معرفی میکنم. شیعه، سنی، مسیحی، یهودی می آیند پای صحبت می نشینند و لذت هم     می برند. می گویند خدا خیرت بدهد، بله این صهیونیست ها آدمهای بدی هستند، یهودی هم می گوید من از صهیونیست ها بیزارم، مسیحی هم می گوید من از اوینجلیست ها [صهیونیست های مسیحی] بیزارم، مسلمان هم می گوید من از آن کسانی که حاضر و قائل به تشکیل دولت رژیم صهیونیستی هستند بیزارم.

بعد از آن ، اینها خودشان این را می بینند که عجب! علم مبارزه با اسرائیل فقط در دست جمهوری اسلامی است و اگر کشورهای دیگر هم دودی دارند از آتش جمهوری اسلامی است. بعد می گویند خب این جمهوری اسلامی چیست؟ (ایدئولوژی اش چیست ) بعد می بینند عجب! مبنای شکل گیری جمهوری اسلامی فقاهت شیعی است.

خب این روشی ست که ما استفاده کردیم جواب هم گرفتیم. این 238 نفری که عرض کردم حالا تا الان خداوند متعال لطف کرده به بنده حقیر که وسیله شدم این اتفاق بیفتد خب اینها از همین مسیر نتیجه گرفتند، یعنی فرد سخنرانی ما را اول درباره فراماسونری و صهیونیسم گوش کرده بعد آمده این طرف. تازه اینها عرض کردم کسانی هستند که رجوع کرده اند.

افرادی که تماس تلفنی گرفتند، ایمیل های مختلف زدند را حساب نمی کنیم من فقط یک مورد برای شما عرض بکنم:

در مشهد برنامه داشتم یکی از هم کیشان افغانی عزیز ما به بنده عرض کرد من سی دی شما را گرفتم به دانشگاه کابل بردم تا الان نزدیک 200-210 نفر تا الان آنجا شیعه شده اند.  پیغامی برای آنها دارید یا نه.

حتی قرار شد برنامه ای بگذارند و آنها به یک سفر زیارتی به مشهد مقدس بیایند و ما هم قول دادیم برایشان یک سخنرانی برویم.

 ببینید یک سی دی؛خب بیایید همین سیستم را در شبکه های ماهواره ای استفاده کنید. امروز ما نباید ترس از این داشته باشیم که آی جوان ما دارد مسیحی میشود، آی جوان ما  نمیدانم دارد در خوزستان وهابی میشود، آی جوان ما...

نخیر! استدلال به این جوان ندادی که اینطور شده وگرنه ما قائل بر این هستیم که شما بروید همان جوان مسیحی را بیاور، شما با او با عقلانیت صحبت بکنید او دنبال حق می گردد.

شما نگران نباش که جوانت دارد می رود چون خود تو برنامه ات را تدافعی چیده ای تهاجمی نه.

اینکه بروی توهین بکنی به کسی نتیجه ای نمی گیری باید مؤدبانه و در فضای حسن تفاهم  باشد .

ببینید بنده در همین کشور خودمان در سنندج سخنرانی داشته ام، مهاباد سخنرانی داشته ام ، بندر ترکمن سخنرانی داشته ام، زاهدان سخنرانی داشته ام، خواف سخنرانی داشته ام اکثریت جمعیت اهل سنت بوده اند. اگر شما یک مورد پیدا بکنید که یک جنجالی در این سخنرانی ها پیش آمده باشد.

همه نشسته اند مطالب مان را هم عرض کردیم. وحدت یعنی این، در فضای حسن تفاهم صحبت کردن، در مورد اشتراکات صحبت کردن.

اما این به این معنی نیست که از حق خودمان بگذریم، این به هیچ وجه به این معنی نیست. نخیر ما حق مان را هم قبول داریم ما دنبال حرف خودمان هستیم، اعتقاد داریم که این حرف، حرف حساب است. حاضریم محاجه هم بکنیم، حاضریم ما بیاییم دلیل هم بیاوریم برای هر کسی که اهل دلیل و اهل حق و اهل منطق و اهل ادب است.

این بهترین روش است و نکته ای هم عرض بکنم در انتهای صحبتم این که بنده هیچوقت، حالا این اتفاقاتی که افتاده است لطف اهل بیت بوده خودم را خدا شاهد است به اندازه یک سیم میکروفن هم دخیل نمیدانم.

تمام افرادی را که من به ضرس قاطع میگویم، با من ارتباط گرفتند وشیعه شدند وقتی من بررسی میکنم می بینم خود این فرد یک گوهر وجودی داشته است .

فردا امثال من رائفی نیایند خودشان را واسطه قرار بدهند بگویند من 238 نفر را تا کنون شیعه کرده ام. این غلط است.

برو شکر کن که خدا خواسته تو وسیله باشی. حالا چهار تا حرف را هم رفتی این طرف و آن طرف زدی حرف علما بوده تمام شد و رفت.

ما خودمان را درست بکنیم، خودمان را پاک بکنیم، قلب مان را آینه بکنیم نور اهل بیت وقتی بتابد به این قلب عین آینه نور اهل بیت را  به طرف مقابل می تاباند. حرف اهل بیت را برویم بزنیم. بعضی اوقات ما تحلیل های بیخود خودمان را هم قاطی میکنیم، اینها به درد              نمی خورد.

حرف اهل بیت را بزنید، حرف اهل بیت خریدار دارد علی الخصوص در همین آخرالزمان که همه می گویند فتنه ها سنگین میشود.

از شما و همه مخاطبین برنامه تان هم تشکر میکنم. امیدوارم که همه بزرگواران ما را از دعای خیر خودشان دریغ و فراموش نکنند.

تعجیل در فرج قطب عالم امکان، حضرت صاحب الزمان صلواتی عنایت بفرمایید.

      

 =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

 =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

برگ سبزی است تحفه درویش چه کند بی نوا ندارد بیش(وبلاگ استاد) + متن مصاحبه ی استاد

بسم الله الرّحمن الرّحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

یحیی بن اكثم دانشمند‎ترین قاضی عصر مأمون در بصره بود.وی در احتجاج با امام هشتم ـ علیه‎السّلام ـ شكست خورد. همچنین در حضور مامون ،در مناظره با امام جواد - علیه السلام- نیز مغلوب گردید و هر دو یقین كردند كه علم و سیادت از مختصات خاندان علوی است.

گرچه یحیی بن اكثم متوجه شده بود كه علم امام هرگز با علم بشر عادی قابل مقایسه نیست، لكن چون شكست‎های سابق او موجب خفّت و كسر شأن او شده بود، همواره سعی می‎كرد تا روزی انتقام شكست‌های سابق خود را از امام بعد از حضرت جواد ـ علیه‎السّلام ـ بگیرد.

پس از شهادت جواد الأئمه ـ علیه‎السّلام ـ در مجلسی حضرت هادی ـ علیه‎السّلام ـ را ملاقات كرد و سؤالات و غوامض لا ینحل خود را بدین شرح از آن حضرت پرسید.

سؤال اول: در مورد آیه‌شریفه: «وَ قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتابِ أنا آتیكَ بِهِ قَبْلَ أنْ یَرْتَدَّ الیكَ طَرْفُكَ»[1] پرسید: «سلیمان تخت بلقیس را خواست و آصف بن برخیا، تخت را پیش از آنكه سلیمان چشم بر هم زند حاضر كرد، چگونه سلیمان كه پیغمبر بود، بر علوم آصف بن برخیا بی‌اطلاع بود و خود نتوانست تخت را حاضر كند؟»

حضرت پاسخ داد: «سلیمان پیغمبر در انجام این عمل خود قادر بود، لكن خواست عظمت آصف بن برخیا را بر مردم روشن سازد و خلیفه و جانشین پس از خود را كه از نظر علمی افضلیت بر سایر مردم داشته معرفی كند. آصف بن برخیا خلیفه و جانشین سلیمان بوده وهر چه علم و دانش داشت از مكتب نبوّت سلیمان گرفته بود و این سنّت پیغمبران بوده كه جانشینان خود را به علم و افضلیت معرفی كنند.

سؤال دوم: در آیه شریفه «وَ رَفَعَ أبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرَّوا لَهُ سُجَّداً»[2] مربوط به یعقوب نبی و رفتن او به كنعان نزد یوسف و شناختن فرزند و سجده كردن او با فرزندش برای یوسف است، «چرا یعقوب با اینكه پیغمبر بود به یوسف سجده كرد در حالی كه سجده و خضوع وخشوع مخصوص پروردگار است؟»

حضرت پاسخ داد: «سجده یعقوب برای یوسف نبوده، بلكه به شكرانه ملاقات با فرزند گم كرده خود،‌ خدای آفریننده را سجده كرد چرا كه پس از سالیان درازی چشم پدری كه خبر مرگ فرزند را شنیده بود به دیدار او روشن شد واین سجده مانند سجده ملائكه برای آدم ـ علیه‎السّلام ـ است. ملائكه در حقیقت بر آدم سجده نكردند بلكه بمنظور اطاعت و شكرگزاری در برابر بزرگترین خلقت حق سجده نمودند.»
سؤال سوم: در آیه شریفه «وَ اِنْ كُنْتَ فی شَكَّ ممّا أنْزَلنْا اِلَیكَ فَاسْئَلِ الّذینَ یقْرَؤونَ الكتابَ»[3]

اگر در آنچه بر تو نازل كردیم شك داری پس بپرس از كسانی كه می‎خوانند كتاب را؛ مخاطب این آیه كیست؟ آیا مخاطب پیامبر است و او در مُنزَلتات آسمانی شك كرده بود یا مخاطب كس دیگری است؟ و از چه كسی باید سؤال كند؟»

حضرت پاسخ داد: «این آیه خطاب به شخص پیغمبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ است؛ البته آن حضرت در هیچ یك از آیات قرآن شك و تردید نداشته است ولی چون برخی می‎گفتند: چرا خداوند كسی از فرشتگان را به عنوان پیامبر مبعوث نكرد؛ این آیه خطاب به پیغمبر و برای آنهاست كه از كسانی كه از كتب آسمانی اطلاع دارند بپرس و خواهی دانست كه تمام پیغمبرانی كه پیش از تو فرستادیم همه از نوع و جنس خود آن امت بودند و مانند مردم زندگی می‎كردند و در اجتماعیات شركت داشتند و با مردم معاشرت داشتند و با وقوف بر كتب گذشته آسمانی این شك و تردید از دل سائلین بر طرف می‎‎شد.»

سؤال چهارم: در آیه شریفه: «وَ لَوْ أنَّ ما فِی الأرضِ مِنْ شَجَرَهٍ أقلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعهُ أبحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللهِ»[4] آن هفت دریا كه اگر آب آنرا برای شرح كلمات خدا بكار برند خشك می‎شود در حالیكه هنوز كلمات و آثار او بیان نشده كدام است؟

حضرت پاسخ داد: «دریاهای هفتگانه عبارتند از:

1. عین كبریت، «دریای كبریت»
2. عین برهوت، «دریای مدیترانه»
3. دریای طبریّه در فلسطین
4. دریای حمئه و آن دریایی است كه خاكش سیاه و آبش گرم است و مراد دریاچه «آلبرت» یا ویكتوریا است كه زیر خط استوا واقع شده است.
5. دریای «مارسیدان» یا «مارسودان» كه در سودان حبشه است.
6. دریای «افریقیه»
7. دریای «سجرون».

 

و مراد از «كلمات الله» ما ائمه جانشینان پیغمبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ هستیم كه فضایل ما تمام نشدنی‎ است.»

سؤال پنجم: در آیه شریفه «و فیها ما تَشْتَهیهِ الأنْفُسُ وَ تَلَذُّ الأعْیُنُ»[5] اگر در بهشت هر چه خوردنی و هر چه دیدنی است برای لذت است، چرا در آنجا خداوند آدم را از شجره گندم نهی و به جرم آن معاقب گردانید و او را از بهشت رانده و به دنیا فرستاد؟

حضرت پاسخ داد: «چون خداوند متعال با آدم ـ علیه‎السّلام ـ پیمان بست كه پیرامون حسد نگردد و نزدیك شجره گندم نرود ولی چون آدم تحت تأثیر حوّا قرار گرفت و از گندم خورد، بجرم عدم اطاعت از فرمان خدا از بهشت رانده شد و امّا منظور از لذت نفس و التذاذ چشم، خوردن و خفتن و دفع كردن (به مستراح رفتن) مانند دنیا نیست بلكه مراد، لذت معنوی و روحانی است.»

سؤال ششم: در آیه شریفه «أو یُرَوِّجُهُمْ ذُكراناً وَ إناثاً»[6] ترویج مرد به مرد جایز دانسته شده و اگر چنین است چرا قوم لوط را به سبب همین عمل تشنیع مورد عقاب و عتاب سخت خدا واقع شده است؟»

حضرت در پاسخ فرمود: تمام این آیه چنین است. «لِلّهِ مُلْكُ السَّمواتِ و الأرضِ. یَخْلُقُ ما یَشاءُ، وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ اناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكورَ أوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً و اناثاً وَ یجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقیماً، انَّه علیمٌ قدیرٌ». یعنی: آسمان و زمین از آن پروردگار است، اوست كه به هر كه بخواهد می‎بخشد و هر كه را بخواهد خلق می‎كند، به هر كه بخواهد دختر می‎دهد و به هر كه اراده كند پسر عنایت می‎فرماید تا با یكدیگر ازدواج كنند و در تزویج هر كه او را خواست عقیم و نازا و یا ولود وكثیر الأولاد می‎سازد.» لكن نا بخردان برخی از آیات را سر و ته می‎خوانند و مردم را به انحراف می‎كشانند.»

سؤال هفتم: در آیه شریفه: «وَ اَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْكُم»[8] «در چه صورتی شهادت یك زن به تنهایی پذیرفته می‎شود، در حالیكه از شرایط شهادت رجولیت، عدالت است؟»

حضرت در پاسخ فرمود: «یگانه زنی كه شهادت او به تنهایی پذیرفته می‎گردد، همانا شخص قابله است كه در امور زنانگی شهادت او مورد قبول است، آنهم با شرط تراضی طرفین، ولی در صورت عدم رضایت، باید دو زن شهادت دهند و اگر آنهم كفایت نكند باید طبقه‎ای از زنان شهادت دهند.»

سؤال هشتم: در فرمایش امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ـ علیه‎السّلام ـ كه فرمود: «خنثی، اگر از مجرای رجولیت بول كرد، در بردن ارث، ملحق به مردان می‎شود و اگر از مجرای زنانه بول كرد در بردن ارث به زنان ملحق خواهد شد» از آنجا كه شهادت این مطلب از خودش مسموع نیست، آیا تشخیص اینكار با مرد خواهد بود یا زن؟ اگر مرد باشد و بر آلت زنانه او نگاه كنید یا زن باشد و بر آلت مردانه او نظر افكند عمل حرام انجام داده، با این حال راه تشخیص چیست؟

حضرت پاسخ داد: «باید تنی چند از عدول امت در آینه‎ای كه مقابل او گذاشته می‎شود نظر افكنده و مجرای بول او را تشخیص دهند تا مرد و زن بودن خنثی معین شود.»

سؤال نهم: از گوسفند موطوئه و مشتبه[8] سؤال كرد كه «تكلیف ما با آن چیست؟»

حضرت فرمود: «اگر گوسفند موطوئه شناخته شود او را ذبح كنند و در آتش اندازند و اگر راهی برای تشخیص آن پیدا نكردند می‎توانند با قید قرعه گوسفند مشتبه را از گله خارج نمایند، آنگاه ذبح كرده و در آتش بسوزانند تا سایر گوسفندان از آسیب سوختن مصون مانند.»

سؤال دهم: «علت آشكارا خواندن قرائت در فریضه صبح و آهسته خواندن آن در نماز ظهر و عصر چیست با اینكه هر دو جزء صلوه یومیّه هستند؟»

حضرت جواب داد: «از آنجا كه موقع نماز صبح هوا تاریك است و كسی نمازگذار را نمی‎بیند حكم شد كه بلند بخواند و نماز ظهرین را كه همه می‎بینند آهسته خواندن آن ارجح است.»

سؤال یازدهم: «چرا امیرالمؤمنین علی ـ علیه‎السّلام ـ قاتل زبیر را به آتش جهنم بشارت داد و چرا در جنگ جمل خود آن حضرت او را به قتل نرسانید با آنكه خلیفه وقت و امام مقتدر بود؟»

حضرت در پاسخ فرمود: «چون رسول خدا ـ صلی‎الله علیه و آله ـ فرمود: قاتل «صفیّه» (یعنی زبیر) در جنگ نهروان خروج خواهد كرد و كشته خواهد شد و لذا علی ـ علیه‎السّلام ـ او را در جنگ بصره (جمل) آزاد گذاشت، زیرا یقین داشت كه او جزء خوارج نهروان به قتل خواهد رسید و قول پیغمبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ دروغ نیست.»

سؤال دوازدهم:‌«امیرالمؤمنین ـ علیه‎السّلام ـ در جنگ صفین فرمان داد شامیان را در هر حال باشند سالم یا مجروح، پیاده یا سواره، مسلّح یا بدون سلاح، هر كه را هر كجا یافتند از دم تیغ بگذارنند در صورتیكه در جنگ جمل چنین فرمان نداد بلكه فرمود: فقط جنگجویان را دنبال كنید. این تفاوت حكم برای چیست؟»

حضرت فرمود: «هر فرمانی در جای خود بجاست و هر حكمی در قضیّه مخصوصی پسندیده است كه جای دیگر ناپسند است و اگر عناد و لجاج و خصومت شامیان را با مردم خوارج در نظر بگیریم و اوضاع و احوال جنگ را از زمان و مكان و مصالح روزگار بنگریم، حكم بر اساس مصلحت بوده است.»

 سؤال سیزدهم: «مردی كه به لواط اقرار كند آیا حدّی بر او هست یا خیر؟»

حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر اقرار او به لواط با بیّنه و شاهد تأیید نشود، امام می‎تواند او را مجازات نكند بدلیل آیه شریفه «هذا عَطاؤُنا، فَامْنُنْ أوْ أمسِكْ»[9]

در اینجا مسائل یحیی بن أكثم خاتمه یافت و بجواب آنها نائل شد و اعتراف به عظمت علمی حضرت هادی ـ علیه‎السّلام ـ كرد.[10]

. برخی از مورخین معتقدند كه یحیی ابتدا این سؤالات را از موسی مبرقع فرزند بلاواسطه امام جواد (ع) پرسید و چون موسی نتوانست پاسخ گوید به او گفت: برو از برادرت امام علی النقی (ع) سؤال كن و جوابها را برای من بیاور؛ لكن در كتاب كافی و تهذیب باب «میراث الخنثی» آمده است كه یحیی بن اكثم این سؤالات را مستقیماً از حضرت هادی (ع) پرسید و امام دهم پاسخ را برای او نوشت. زیرا یحیی در بصره بود و حضرت هادی (ع) در سامرا و موسی مبرقع هم د رسال 244هـ. ق وفات كرده و یحیی نیز در سال 242هـ. ق وفات كرده بود و مسافرت موسی مبرقع به بغداد پس از فوت یحیی بوده است.

مهدی احتشامی

منبع: در انتظار

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 

پینوشت:

[1] . سوره نمل: آیه 40.
[2] . سوره یوسف: آیه100.
[3] . سوره یونس، آیه 94.
[4] . سوره لقمان آیه 27.
[5] . سوره زخرف، آیه 71.
[6] . سوره شوری آیه50.
[7] . سوره طلاق آیه 2.
[8] . اگر مردی به گوسفندی دخول كند آن گوسفند را موطوئه نامند، حال اگر بدانیم كه مثلاً یكی از ده گوسفند ما موطوئه است ولی عین آن گوسفند موطوئه برای ما مشخص نیست امر بر ما «مشتبه» شده است، مولف
[9] سوره صاد آیه 39.
[10]  . مرآت العقول، شرح اصول كافی ج1، ص424، نقل از جدی فروزان؛ فیض قمی.

مناظره امام هادي(ع) با یحیی ابن اکثم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

روایتی از همایش یمانی دروغین+ گزارش تصویری

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

یکی دیگر از نشستهای روایت عهد جنبش مصاف تحت عنوان "یمانی دروغین" توسط جنبش مصاف و با همکاری کانون بسیج هنرمندان در روز پنج شنبه مورخه 19 اردیبهشت 92 برگزار شد.

استاد رائفی پور پژوهشگر توانای حوزه آخرالزمان و مهدویت در این نشست، با پرداختن به مبنا و ریشه های پیدایش جرایانات انحرافی مهدویت در کشور عراق، اهمیت کلیدی  این کشور و لزوم هوشیاری تمامی شیعیان در این زمینه را یادآور شدند.

استاد در ابتدا موضوع شناخت مدعیان دروغین را در راستای مبحث آزمون چهارم عبرت های بنی اسرائیل یعنی آزمون افراد مستجاب الدعوه برشمردند.

منجی گرایی و انتظار منجی طی سال های اخیر مخصوصا از سال 2000، در بیشتر کشورها اهمیت خاصی پیدا کرده است. ایشان با اشاره به نظر سنجی های مختلف در این زمینه در کشورهای مختلف جهان نشان دادند که میل و اشتیاق و اعتقاد به ظهور منجی( در زمان حیات خود فرد) بین مسیحیان ومسلمان رشد چشم گیری داشته است.

یکی از کشورهایی که در بحث ظهور و آخرالزمان اهمیت بسزایی دارد عراق است کشوری که هم برای شیعیان و مسلمانان و هم برای دشمنان و غرب، وعده­گاه اتفاقات مهمی در عصر ظهور است.

به همین علت، در این کشور ظهور مدعیان دروغین مهدویت دور از انتظار نیست.

استاد رائفی پور به بررسی زندگانی و فعالیت های سیاسی- مذهبی چند تن از این مدعیان پرداختند. افرادی که از هر راهی برای تضعیف مرجعیت تشیع وارد شدند و یا با ایجاد افراط و تفریط در پیروی از علمای سرشناس، انحرافی بزرگ را رقم زدند.

ایشان در ادامه تببین جریانات انحرافی در عراق، به احمد الحسن ایمانی رسیدند، شخصی که هم اکنون در کنار فردی دیگر به نام حسنی صرخی علاوه بر جذب و انحراف افراد ناآگاه دوستدار اهل بیت، به تضعیف و مبارزه با علمای شیعه فعال در عراق نظیر آیت الله سیستانی می پردازند.

نکته بسیار جالبی که استاد اشاره نمودند این است که این دو تن از اعضای فعال حزب بعث در دوران صدام بوده­اند که بعد از اتمام دوره حکومت بعث با دیدن دوره هایی در زمینه علوم غریبه، و تظاهر به اسلام و تشیع و با حمایت حکومت وهابی عربستان و امارات، مامور به ایجاد انحراف در عرصه مهدویت در بین شیعیان شدند.

از ادعاهای عجیب این شخص چند نمونه بیان می شود:

انتصاب از طریق 5 پدر به حضرت صاحب الزمان

من یمانی موعودم

من اولین مهدی از 12 مهدی در اخرالزمان هستم(که حتی چنین روایتی از لحاظ سند بسیار ضعیف وچه بسا ساختگی باشد)

فرستاده حضرت بقیه الله اعظم هستم

دستور به ترک تقلید از مراجع عظام و همچنین مطرود دانستن حکومت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه

ادعای عصمت

ادعای توان مناظره

استفاده از علوم غریبه و شیاطین در خواب سازی افراد برای القای حقانیت خود که البته طبق بیانات حضرات معصومین هیچ گونه خوابی حجت نیست حتی اگر شخصی در چهره اهل بیت جلوه کند.

استاد  نکته ای را گوشزد نمودند که احتمال قریب به یقین باید منتظر مدعیان جدیدی باشیم که ایرادات مدعیان فعلی نظیر احمد حسن یمانی را دارا نیستند چرا کهاز تبعات چنین سخنرانی هایی این است که با نقد و ایرادات ادعاهای این فرد، رصد کنندگان به فکر جایگزین جدیدی خواهند بود که به واقعیت روایات نزدیک تر است.

در ادامه این جریانات نیز احتمال ظهور مدعیانی با عنوان خود امام زمان هم وجود دارد چرا که طبق وجود اسناد، چنین فردی هم اکنون نیز در سیر برنامه ریزی توطئه گران وجود دارد.

در ادامه استاد به بیان شباهت عجیب این گروهک ها با گروههای انحرافی وهابی پرداختند.

از جمله انجام عملیات تروریستی و کشتار به بدترین وجه و ویرانگری و بمب گذاری، که دلیل دیگری بر رد ادعای آنان و صحت ارتباطشان با وهابیت فتنه­گر است.

استاد رائفی پور با بیان حدیثی صحیح از امام علی علیه اسلام به بحث خود پایان دادند، امیرالمومنین فرمودند: از اولاد من هر کس قبل از مهدی بیاید و ادعایی کند از من نیست. دجال از دجله بصره خروج می کند و او ربطی به من ندارد او مقدمه دجالین است.(ملاحم و فتن-باب 36)

این بود گوشه ای از محتوای مطالب ارائه شده که امید است در بیان مهمات جلسه کوتاهی صورت نگرفته باشد.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

گزارش تصویری

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

1

2

3

4

5

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

دانلود فایل صوتی

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

.

روایتی از همایش یمانی دروغین+ گزارش تصویری و لینک دانلود

بسم الله الرّحمن الرّحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

شهادت حجر ضربه سختی به حیثیت معاویه و سایر امویان بود.

او از زهاد و عباد اصحاب پیامبر بوده و کمتر کسی بود که او را به خصایص نیک نشناسد. علاوه بر این، حجر از رؤسای قبیله کنده بود و از این جهت معروفیت تمام داشت.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-= 

 

پس از شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام معاويه دستور سختگيري بيشتري نسبت به شيعیان را داد و عده ای از آنان را به شهادت رساند.

يکي از آن بزرگواران حجربن عدي کندي بود.

از کسانی که در برابر این کار معاویه اعتراض کردند می توان عمال خود زیاد، همچون ربیع بن زیاد حارثی، که از طرف او حاکم خراسان بود، نام برد که بعد از شنیدن خبر شهادت حجر به شدت ناراحت شد و گفتند که دعا کرد هرچه زودتر بمیرد. [1]

و همینطور عایشه نیز معترض بود، او عبدالله بن حارث را به سوی معاویه فرستاد تا از قتل حجر صرف نظر کند، اما وقتی رسید که حجر به شهادت رسیده بود.[2]

در طول حکومت مغیره بن شعبه بر کوفه، حجر از کسانی بود که در مقابل بدگویی های مغیره به امام علی (ع) اعتراض می کرد[3].

یک بار مغیره از او خواست تا بر منبر، امام علی (ع) را لعن کند، او بر منبر رفت و گفت:" مغیره می گوید من علی را لعن کنم، همه او را لعن کنید."[4]. هوشیاری و ذکاوت از خاصیت مسلمانان واقعی است زیرا در آن لحظه همه دانستند که مقصودش مغیره است.

بله، حجر بن عدی کنده یکی از صحابه رسول خدا بود و همینطور یکی از یاران نمونه امام علی (ع). در مقابل کفری مانند معاویه ایستادگی کرد تا جلوی انحراف در اسلام را بگیرد.

حجر در آخرین لحظات عمرش گفته بود تا با همان پیراهنش او را دفن کنند، زیرا می خواهد در آخرت با همین وضع در مقابل معاویه قرار گیرد.

حجر شیعه بود ، شیعه امامش و تا آخرین لحظات عمرش، از این پیوند جدا نشد و حتی بعد از مرگش و بعد از چندین قرن اوست که باید حکم مظلومیت و حقانیت صحابه واقعی پیامبر و شیعیان امامش را به رخ جهانیان بکشد.

وشاید این عمل وقیحانه معاویه صفتان برای به اصطلاح شرعی دفن کردن این زاهد و عابد بالله، از آن وضع در آوردنش باشد، که از عذاب آخرت امیر ضحاکشان کم کرده باشند.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

اکنون آنان که از اتحاد مسلمانان لطمه می بینند، با تلاشی عبث در جهت ایجاد تفرقه بین مسلمین جهان فتنه ای را آغاز کرده اند به این امید که شاید خاک این فتنه آسمان اسلام را غبار آلود کند و راهی باشد برای سرنگونی دین الله.

دشمنان اسلام هر زمان از راهی وارد می شوند و این بار با به حرکت درآوردن عروسک چوبی خود، وهابیت، دست به کار شده اند و  تا با هتک حرمت مزار شریف اصحاب رسول الله (ص)، حجر بن عدی و جعفر طیار، بین برادران شیعه و سنی فاصله ایجاد کنند، اما هوشیاری و ذکاوت از خاصیت مسلمان است و این همان چیزی است که آنان هرگز به آن فکر نمی کنند.

پس همه ما، اعم از شیعه و سنی، با اعلام انزجار از این حرکت مهاجمین وهابی، همبستگی خود را بار دیگر به جهانیان اعلام می کنیم تا بدانند:

« امت اسلام مشتی است گره شده که با تمام قدرت بر سر متعدیان و هتاکین فرود می آید تا جاء الحق و زهق الباطل تحقق یابد. » 

 

و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

پینوشت:

[1]فتوح البلدان ، صص 401،400

[2]طبقات الکبری ، ج 6ص219؛ تاریخ الطبری ،ج4،ص208

[3]الاغانی ، ج17،صص133،134

[4]اختیار معرفه الرجال ،صص 69،101،102 

بیانیه جنبش مصاف در پی هتک حرمت مزار اصحاب معظم پیامبر(ص)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 همایش جنبش مصاف

تحت عنوان " روایت عهد "

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

موضوع: یمانی دروغین

 

سخنران: استاد علی اکبر رائفی پور

 

زمان: پنجشنبه، 19 اردیبهشت  1392
 

ساعت: 16

 

مکان:خیابان آزادی _ بعد از پل یادگار امام (ره) _ مهدیه امام حسن مجتبی (علیه السلام)

 

با همکاری بسیج هنرمندان

 

ضمنا ایستگاه مترو دکتر حبیب اله نزدیکترین مترو می باشد.( خط 4 مترو)

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

همایش روایت عهد

بسم الله الرّحمن الرّحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

حضرت زهرا - سلام الله علیها - و حجاب

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:

روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.

رسول خدا فرمود: چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟

فاطمه عرض کرد: او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.

رسول خدا فرمود: شهادت می دهم که تو پاره تن منی.

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)

وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود: فاطمه پاره تن من است.

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید: بهترین کار برای زنان چیست؟

فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند

رسول خدا فرمود: فاطمه پاره تن من است

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.

فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود: چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.

اسماء گفت: من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.

سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود: پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.

 

 

حضرت فاطمه زهرا (س) می فرمایند: "صلاح زنان در این است که طوری زندگی نمایند که نه مردان بیگانه را ببینند و نه چشم بیگانگان بدان بیفتد".

اما خود فاطمه زهرا(س) در متن مسائل سیاسی اجتماعی قرار داشت و همواره از حق و اسلام و اهل بیت دفاع میکرد؛ بعد از رحلت پیامبر(ص) در آن شرایط حساس و دشوار بحرانی که فتنه و دشمن تمامیت اسلام و قرآن را تهدید می کرد، فاطمه زهرا بود که با شرکت خود در صحنه سیاسی و اجتماعی از مقام ولایت و رهبری دفاع می‌کرد.

با توجه به مطالب فوق دیدگاه حضرت زهرا (س) در مورد حضور زن در صحنه‏‌های اجتماعی و سیاسی روشن می شود. اگر از فاطمه زهرا(س) نقل شده ویژگی زن مسلمان این است که نه مرد نامحرم او را ببیند و نه او مرد نامحرم را ببیند، هرگز به معنای انزوا و گوشه ‏نشینی زن مسلمان نیست بلکه یا منظور این است که در فعالیت‏های اجتماعی باید آنچنان مقررات اسلامی را رعایت کند که موجب نگاه حرام نامحرمان نشود و بالعکس و یا به آن معناست که در مدیریت امور بانوان خود زنان باید عهده‌‏دار باشند تا نیازی به تماس با مرد نامحرم نباشد.

اگر کمی دقیق‏تر بی‌اندیشیم این سخن حضرت زهرا(س) بهترین الگو برای دنیای امروز است و چند کارکرد اساسی دارد: 1- تأمین سلامت و بهداشت معنوی جامعه. 2- رشد و استقلال و خودکفایی جامعه زنان. زیرا اگر قرار باشد زن را مردان نامحرم نبینند، لازمه‏اش این است که آنان دارای خودکفایی علمی در امور لازم خود مانند پزشکی و... باشند و این بهترین عامل رشد جامعه زنان است. پس دوربودن از نامحرم به معنای گوشه‏ نشینی نیست، بلکه فعالیت و تلاش علمی و عملی و رسیدن به خودکفایی است.

شهید استاد مطهری می فرماید: [آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای اوست حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیت‏های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد.

اسلام نه میگوید که زن از خانه بیرون نرود و نه میگوید حق تحصیل علم و دانش ندارد بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم میکند، اسلام هرگز نمیخواهد زن بیکار و بیعار بنشیند و جوری عاطل و باطل درآید، پوشانیدن بدن به استثناء صورت و کفین مانع هیچگونه فعالیت فرهنگی و اجتماعی یا اقتصادی نیست.

آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت‏ جوییهای شهوانی است].

 

منابع: حجابستان / خواهرم حجابت

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

پی نوشت:

بحارالانوار، ج ۴۳، صفحات ۹۱ و ۹۳ و ۵۴ و ۸۱ و ۱۸۹٫

بحار/۹۲/۴۳ اول صفحه -

بحار/۱۸۹/۴۳ -

بحار۱/۸۱/۴۳-
بحار/۵۴/۴۳

حضرت زهرا - سلام الله علیها - و حجاب

بسم الله الرّحمن الرّحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

به گزارش مصاف به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وب دا، در این آیین معنوی که با استقبال بی نظیر  مردم شهر کرمان روبرو شد، استاندار، فرماندار، رییس دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی، رییس دانشگاه علوم پزشکی و همچنین سایر مسئولان استان کرمان حضور داشتند.

در این آیین معنوی اگرچه پدر شهید ادیبی به دلیل بغض نتوانست از فرزند بزرگوارش سخن بگوید اما همرزم و همسنگر شهید ادیبی گفت: من و شهید  ادیبی در واحد توپخانه لشکر 41 ثارالله واحد هدایت آتش توپخانه خدمت می کردیم.

  "محمد بلوچ اکبری" در ادامه به بیان خاطراتی از شهید ادیبی پرداخت و گفت: حمید ادیبی از همه بچه های توپخانه باهوشتر بود، آموزش سیستم توپخانه را که حداقل شش ماه طول می کشید یک هفته ای مسلط شد  و هر کس سووالی داشت یا به مشکلی برخورد می کرد سراغ حمید را می گرفت.

 وی ادامه داد: این شهید وقت استراحت نداشت،پستش که تموم می شد به کمک بچه ها می رفت، به او می گفتم چرا کارهایی را می کنی که وظیفه تو نیست، می گفت گلوله های توپ خیلی سنگینه، بچه ها تنهایی خسته می شوند.

 این همرزم شهید با بیان اینکه شهید ادیبی به اقامه نماز اول وقت همواره تاکید داشت گفت:  این شهید حتی نماز شب را هم ترک نمی کرد.

یک استاد دانشگاه نیز در این آیین گفت: نامدار شدن شهید تایید دیگری بر حقانیت خون رزمندگانی که برای برافراشته شدن آرمان جمهوری اسلامی جنگیدند، است.

  "علی اکبر رائفی پور"با اشاره به اجر و مقام شهید گفت: خداوند متعال در قرآن کریم از چهار گروه در صراط مستقیم و کسانیکه خدا با آنها عهد بسته نام می برد.

  وی بیان کرد: پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین چهار گروهی هستند که خداوند در قرآن بارها از یک عهد و میثاق با آنها سخن گفته است.

  وی همچنین با اشاره به جایگاه و مقام شهید در نزد خداوند متعال گفت: خداوند در سوره مریم می فرمایند شفاعت ما در آن دنیا به کسی نمی رسد مگر اینکه جزء پیامبران، صدیقین، صالحان و شهدا باشد.

  رائفی پور با اشاره به این فرموده پیامبر گرامی اسلام کسی که در آخر الزمان منتظر مهدی(عج) باشد توابش معادل شهدای بدر است، اظهار داشت: شهدای انقلاب اسلامی منتظران مهدی (عج) بودند و در راه او خون دادند.

  وی بیان کرد: شهیدان گمنام هشت سال دفاع مقدس ویژه هستند زیرا بعضی از آنها گمنامیشان را اختیاری انتخاب کردند.

  به گزارش وب دا، در ادامه این آیین معنوی "صابر خراسانی" شاعر و ذاکر اهل بیت(ع)، "منصور پور شیخ" مداح به مداحی و مرثیه سرایی پرداختند .

  همچنین دکتر صباغ زاده با حضور در این آیین از نحوه تشخیص هویت بر اساس ژنتیک و DNA سخن گفت .

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، شهید حمید ادیبی در سال 1347 متولد شد و در 29 فروردین ماه سال 1367 در منطقه عملیاتی فاو به شهادت رسید که پس از 24 سال در این منطقه تفحص شد.

در اوایل سال 91  و در منطقه فاو پیکر مطهر شهیدی تفحص شد که به دلیل نبود آثار  و نشانه ای از اینکه شهید متعلق به کجاست و نامش چیست در زمره شهدای گمنام نام گرفت و مقرر شد این شهید در دانشگاه علوم پزشکی کرمان در پنجم اردیبهشت ماه همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)  به خاک سپرده شود.

 همزمان با مراسم تشییع و تدفین شهید یکی از اعضاء خانواده شهید ادیبی خواب مادرشهید را می بیند که در این خواب بیان می کند فرزند شهیدم در این نزدیکی هاست و بعد از این ماجرا پدر شهید ادیبی با حضور بر مزار شهید گمنام در دانشگاه علوم پزشکی کرمان مشخصات مندرج بر سنگ قبر را با مشخصات فرزند خود مطابق می بیند .

پس از مراجعه خانواده این شهید بزرگوار به بنیاد شهید و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و انجام آزمایش DNA   شهید گمنام دانشگاه علوم پزشکی کرمان با نام شهید حمید ادیبی شناسایی می شود. 



 


 










 

    























=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


 

سخنرانی استاد رائفی پور در اولین یادواره شهید حمید ادیبی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان+تصاویر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

گزارش روایت عهد شانزدهم + گزارش تصویری

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

شانزدهمین نشست روایت عهد جنبش مصاف، تحت عنوان ارض موعود3 از سلسله مباحث اسطوره­های صهیونیسم در روز پنج­شنبه مورخه 29/1/1392 برگزار شد.

مباحثی که در جلسات گذشته ارض موعود مطرح گردیده به شرح زیر می­باشد:

علت کوچ یهودیان به ارض موعود، ایجاد انگیزه های مختلف بین یهودیان سراسر جهان برای هجرت دسته جمعی، اهمیت ارض موعود(فلسطین) و قداست آن در قرآن و تورات، حدود ارض موعود و ماجرای کوچ حضرت ابراهیم از شهر اور به مصر.

در این نشست استاد رائفی پور به تشریح چگونگی سکونت برخی دیگر از پیامبران یهود نظیر اسحاق(ع)، یعقوب(ع) و موسی علیه السلام پرداختند.

استاد در ابتدای جلسه به تشریح واژه اسرائیل پرداختند که در ابتدا به خاندان یعقوب پیامبر تعلق گرفت.

ایشان در ادامه به شرح زندگانی اسحاق پیامبر فرزند دوم ابراهیم علیه السلام، نحوه ازدواج وی، محل زندگی و هجرت های ایشان پرداختند.

در ادامه نیز با تشریح چگونگی به پیامبری رسیدن حضرت یعقوب از زبان تورات، تحریفی دیگر از تورات را اثبات نموده و کلیاتی از زندگانی حضرت یعقوب(ع) بیان نمودند.

سپس با بیان شجره خانوادگی حضرت ابراهیم تا دو نسل به بیان روابط خانوادگی فرزندان ایشان پرداختند.

استاد همچنین به تفسیر و تحلیل آیه 18 از کتاب تثنیه باب 18 و آیه 10 از باب34 پرداختند که به آمدن پیامبری دیگر همچون موسی نوید میدهد.

 

ایشان در بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام به شرح تفصیلی حدود ارض موعود، عبور قوم بنی اسرائیل از دریا (بحر یا یم) روآوردند، البته با اشاره به موضوع اختلاف برانگیزی مبنی بر اینکه این دریا دریای سرخ بوده و یا رود نیل ایشان به شرح و بسط دلایل مختلف مبنی بر رد و یا تایید هر کدام، پرداختند و در ادامه با توجهبهآیه 55 شعرا درمورد ارثی که از فرعون به موسی رسید صحبت کردند.

در انتهای جلسه استاد رائفی پور، علاوه بر بیان شباهت هارون(ع) و حضرت علی علیه السلام، به بیان اشاراتی از شباهت­های حضرت یوشع(ع)(جانشین حضرت موسی) و حضرت علی(ع)نیز پرداختند.

خاطر نشان می شود در جلسه بعدی از سلسله نشست های روایت عهد، با موضوع ارض موعود زندگی سایر پیامبران یهود بررسی می گردد.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج) که صد البته نزدیک است.

 


1

 

2

 

3

 

4

 

5 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

گزارش روایت عهد شانزدهم + گزارش تصویری(اصلاح شده)

1389 - 1390 © تمامی حقوق معنوی و مادی این سامانه متعلق به جنبش مصاف می باشد